7 اشتباه متداول که بازاریابان تازه کار مرتکب می شوند ?

فهرست مطالب
Toggle? امروزه که کسب و کارها، بازاریابی و تبلیغات محصول و برند خود را به شبکه های اجتماعی منتقل کرده اند و رقابت بالایی در بین صاحبان کسب و کارها در این فضا شکل گرفته است، تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که از کاربران به دست می آید، اهمیت بالایی دارد.
سلام به دوستان و همراهان عزیز لاین استور، با این مقاله آموزشی همراه ما باشید. فرآیند تحلیل بدون شک مهمترین عنصر در هر کمپین بازاریابی است. شما می توانید هر مقدار که می خواهید داده جمع آوری کنید، اما تا زمانی که آن را به طور موثر تجزیه و تحلیل نکنید، به شما کمکی نخواهد کرد. نتایج قابل توجهی را که برای ایجاد تغییرات و طراحی کمپین های بهتر در آینده لازم دارید، تشکیل دهید. مطمئناً اگر آن ها را آنالیز نکنید، هرگز فرصتی برای پیشرفت نخواهید داشت.
متأسفانه، تله هایی وجود دارد که بازاریابان جدید معمولاً وقتی صحبت از تجزیه و تحلیل داده ها می شود، ممکن است در آنها بیفتند. برخی از آن ها تعصبات روانشناختی است و برخی دیگر ریشه در باورهای غلط دارد. اگر می خواهید یک تحلیلگر موثرتر و یک بازاریاب موفق شوید، باید بر همه آنها آگاهی و تسلط داشته باشید:
پیشنهاد مطالعه : ۵ نکته ضروری برای استفاده از قدرت بازاریابی پیامکی (SMS MARKETING)
1- سوال نکردن
داده های شما برای بیان یک داستان نیستند، داده ها و اطلاعات خود را به عنوان قطعات یک پازل تصور نکنید. از آنجا که مجموعه داده های مدرن بسیار جامع هستند، جمع آوری گسترده آن ها تقریباً غیرممکن است. درعوض، تمرکز خود را محدود کنید و اهداف خود را با طرح سوالات مختلف مشخص سازید.
به عنوان مثال، به جای اینکه به داده های خود نگاه کنید تا “چگونگی وضعیت وب سایت خود را ببینید”، در عوض سوالات مشخصی را هدف قرار دهید و نتیجه گیری معنی دارتری را ایجاد کنید. سوال های مطرح شده مانند “آیا درآمد اجتماعی بیشتری داریم؟” و “آیا استراتژی محتوای جدید کار می کند؟” میتواند باشد. این سوالات، شما را به نکات قابل توجه داده، راهنمایی می کند.
2- اتکا کردن به یک مجموعه داده و یک پلتفرم آنالیز کننده
امروزه اکثر ردیاب ها اطلاعاتی قابل اعتماد هستند، البته تا حدی. پلتفرم های مختلف تجزیه و تحلیل و مکانیسم های ردیابی مزایای مختلفی دارند و اغلب گروه های مختلفی از معیارها را ارائه می دهند. اگر تصویر کلان می خواهید، نمی توانید فقط یک منبع را انتخاب کنید و با آن کار کنید (مهم نیست که اعتماد به Google Analytics برای همه موارد چقدر وسوسه انگیز است).
علاوه بر این، اگر فقط به یک مجموعه داده بسنده کنید، در انواع سوالاتی که می توانید بپرسید محدود خواهید شد. شما می توانید داده های کمی و کیفی را جمع آوری کنید، زیرا هر دو برای تشکیل یک تصویر جامع لازم هستند. پس فقط به یک مجموعه داده تکیه نکنید.
3- برداشت غلط از معنی استاندارد
استانداردهای اندازه گیری آنلاین اغلب به صورت مبهم برچسب گذاری می شوند و حتی اگر اینگونه نباشند، تشخیص دقیق معنی آنها هنوز دشوار است. تصور نکنید که می دانید معنی استاندارد چیست، مگر اینکه آن را جستجو کرده و برای خود تأیید کرده باشید. به عنوان مثال، آیا می دانید تفاوت “ویزیت” و “ویو” چیست؟ این معیارها مشابه اما متمایز هستند. بنابراین اگر این دو را اشتباه بگیرید نتیجه گیری شما غلط خواهد شد. همچنین دست کم گرفتن یا دست بالا گرفتن مقدار استاندار در بین مردم متداول است. به عنوان مثال، بسیاری از مردم معتقدند “لایک” در فیس بوک نشانگر محبوبیت مستقیم است، در حالی که در واقع، این موضوع نشان دهنده گرایش مخاطب شما نسبت به نام تجاری شما نمی باشد.
4- تصور اشتباه از همبستگی بین دو چیز با علت به وجود آمدن آن
این اشتباه ساده ای است که بسیاری از استراتژی های مختلف بازاریابی آنلاین می توانند روی یکدیگر تأثیر بگذارند. به عنوان مثال، ممکن است شما یک استراتژی جدید در شبکه های اجتماعی راه اندازی کنید و شاهد افزایش ترافیک باشید. آیا این بدان معناست که استراتژی اجتماعی شما باعث می شود رتبه شما در گوگل بالاتر باشد؟ نه دقیقا؛ شبکه های اجتماعی فقط نقش تأثیرگذار غیر مستقیم را در نتایج رتبه های جستجو بازی می کنند.
اگر این را به عنوان یک پیوند علت و معلولی در نظر بگیرید، وسوسه خواهید شد که ادامه دهید، حتی اگر این استراتژی فقط به طور تصادفی یا غیرمستقیم بر آمار مورد نظر شما تأثیر گذاشته باشد. ایجاد علیت دشوار است و همبستگی اغلب چیز خوبی است، اما سعی کنید این دو را در تحلیل خود جدا نگه دارید.
5- پیچیده شدن در اعداد
برای بیشتر تحلیلگران، اعداد آرامش بخش هستند. آنها عینی، سازگار و قابل انعطاف هستند. متأسفانه، وقتی بیش از حد به اعداد و ارقام وسواس پیدا می کنید، از موارد مهم کسب و کار خود غافل خواهید شد. به عنوان مثال، اگر بازدیدهای شما افزایش پیدا کند خوب است، اما این کاربران چه تجربه ای با سایت شما دارند؟ شما دنبال کنندگان بیشتری در شبکه های اجتماعی دارید، اما آنها چقدر فعالانه با برند شما درگیر هستند؟
6- مقایسه سیب با پرتقال
با استفاده از فناوری مدرن و سیستم های ردیابی، مقایسه معیارهای یکسان در بازه های زمانی متفاوت، از همیشه آسان تر شده است. با این وجود بسیاری از بازاریابان بی تجربه هنوز در تحلیل های خود سیب را با پرتقال مقایسه می کنند. به عنوان مثال، یک بازاریاب ممکن است، ضریب بازگشت (نرخ پرش) ماه گذشته را با تبدیل موفقیت آمیز این ماه مقایسه کند. ضریب بازگشت و تبدیل به یکدیگر ربط دارند، اما دشوار است که یک مقایسه مستقیم انجام دهید و یا یک نتیجه گیری قاطع از این نگاه ایجاد کنید.
-
عدم نتیجه گیری عملی
سرانجام، درک کنید که همه نتیجه گیری ها مفید نیستند. به جای اینکه فقط در مورد وضعیت هدف خود اظهارات عینی کنید، کمی عمیق تر شوید و بفهمید با این نتیجه گیری چه کارهایی می توانید انجام دهید. آیا آنها به شما می گویند چیزی را تغییر دهید؟ آیا باعث شده است یک استراتژی موفق را کشف کنید؟ شما باید نتیجه گیری خود را تکرار یا رشد دهید. هدف نهایی شما باید شامل مواردی فراتر از تحقق باشد. شما به اقدامات اجرایی عملیاتی نیاز دارید.
اینها بزرگترین اشتباهات تجزیه و تحلیل هستند که یک بازاریاب جدید می تواند مرتکب شود؛ اما فقط این موارد نیستند. حقیقت این است که، حتی تحلیل گران خبره نیز گاهی اوقات قضاوت های بد و استثناهای ضعیفی انجام می دهند، فقط به این دلیل که داده های موجود در بازار امروز بسیار غنی و چند وجهی است. از جستجوی کمال گرایی اجتناب کنید (در غیر اینصورت ناامید خواهید شد)، اما درعوض با کسب تجربه بازاریابی بیشتر، به تدریج و منظم بر روی قابلیت های تحلیلی خود تلاش کنید.
شما عزیزان می توانید از سایر مقالات آموزشی و دوره های رایگان جامع و کاربردی دانشگاه مفهومی شبکه های اجتماعی بهره مند شوید.
دیدگاهتان را بنویسید